روز روشن كه نباشي
گويي خورشيد ديگه مرده
سيل تاريكي مطلق همه ي دنيا رو برده
شب تاريك- كه تو باشي
مثال روشني عهد خياله
كه همه ظلمت و اون دردا رو برده
وقت بارون
تو كه هستي
چتراي سبز درختا
رنگ بارونو مي گيرن
صداي شرشر ناودون
صداي سنفوني فصل باهاره
تو نباشي
هوا سرده
صداي رگبار بارون
مثل آسمون قرمبه - پر درده
اگه هستي
درو وا كن
همه ي پنجره هاي- رو به دشتاي خيا لو
دوباره بازم نگا كن
در بسته مثل ديوار بلنده
در و وا كن
بزار اون پرنده هاي قفس طلاييه دلم هوا شن
